محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4660
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سالار كشيكبانان شد . بشر بن عيسى گويد : وقتى ابو جعفر به واسط آمد حسن منزل خويش را به دو واگذاشت . ابو جعفر به نبرد قوم پرداخت كه با وى نبرد كردند . روزى ابو نصر به نبرد آنها رفت ، مردم شام هزيمت شدند و سوى خندقها يشان رفتند . معن و ابو يحيى جذامى به كمين نشسته بودند و چون خراسانى از آنها گذشتند برون شدند و با آنها نبرد كردند تا شب شد . ابو نصر پياده شد و به نزد خندقها نبرد كردند و آتشها را بالا بردند . آنگاه ابن - هبيره در برج بود به در خلالين . هنگام شب چندان كه خدا خواست نبرد كردند آنگاه ابن هبيره كس سوى معن فرستاد كه باز گردد و او بازگشت . گويد : پس از آن چند روز ببودند و باز مردم شامى با محمد بن نباته و معن بن زائده و زياد بن صالح و گروهى از يكه سواران شامى برون شدند و خراسانيان به نبردشان پرداختند تا آنها را سوى دجله راندند كه در دجله همى افتادند . ابو نصر گفت : « اى اهل خراسان مردمان خانه بيابان هستيد و بر خيزيد . » [ 1 ] گويد : خراسانيان بازگشتند ، پسر ابو نصر از پا در آمده بود ، روح بن حاتم او را برداشت ، پدرش بر او گذشت و به پارسى به دو گفت : « پسرت را كشتند ، پس از تو خدا دنيا را لعنت كند . » [ 2 ] آنگاه به مردم شامى حمله بردند تا آنها را به شهر واسط راندند . و بعضى از آنها به بعضى ديگر گفتند : « نه به خدا از اين پس اين شب هر گز توفيق نخواهيم داشت ، ما كه يكه سواران مردم شاميم سوى آنها رفتيم كه هزيمتمان كردند ، تا وارد شهر شديم . » گويد : در آن شب از مردم خراسانى به كار انصارى كشته شد با يكى ديگر از مردم خراسانى و اين هر دو از يكه سواران خراسان بودند . گويد : در اثناى محاصرهء ابن هبيره ، ابو نصر كشتىها را پر از هيزم مىكرد و
--> [ 1 ] تمام جمله در متن به فارسى آمده ، بجز حرف ندا . [ 2 ] در متن به عربى است .